برآش صبونهِ رو حآضر کُنی ُ بفرسیش کِ بره (: حآلآمـ وقت کُنیُ اینآرُ اینجآ بنویسی .
دیشب عروسی یکی از دوستآیِ دبیرستآنَمـ بود بآ آرش رفتیمـ ,
اصن فکرشُ نمیکردمـ منُ یآدِش بآشهِ ُ بخوآد دعوتمـ کُنه
خُلآصهِ دیشب بآ دوستآیِ قدیمی کُلی عآلی بود .
همشون خیلی عوض شُدن ! سمآنهُ زهرآ ُ رویآ ُ سُهیلآ نی نی دآشتن
پریسآ دآرهِ جُدآ میشهِ اصن بآورمـ نشُد اون عشقِ افسآنه ایشون چیشد !
مآعدهِ آخرِ این مآه عقدشهُ فرزآنه همچنآن بآ عشق جآنِش تو رآبطه ستُ قسمت نشُدهِ عقد کُنن
فآطمه ُ سوگندُ هُدی همـ مُجردِ جمع بودن دیدنشون خیلی خوشحآلمـ کرد ^.^
کُلی قر دآدیمـ ُ برآ عروسمون کِ تک فرزند بود عروسیشُ فوق العآده گرم نگه دآشتیمـ !
آخرشمـ کِ آقایون اومدن تو سآلنِ خآنومآ شوهرآمونُ بآهمـ آشنا کردیمـ .
و بعدشمـ همه ریختیمـ وسط بآ شوهرآ کُلی قر دآدیمـ
بآ آهنگِ { قِر بده مهدی یآریآن }
نیلو اینآ دس دس آرش اینآ دس دس
چقد این قسمتِ این آهنگ بِهِمـ میچسبهِ .
# یِ شبِ عآلی !
برچسب:
نویسنده: امیر جعفرینژاد